
جوان پاتوق:
به مناسبت اکران فیلم «پرتقال خونی»، اولین فیلم تولیدی دفتر نیوشا ضیغمی گفتوگویی را با وی انجام دادیم:
شما در صحبتهای خود از فیلم آقای قدکچیان دفاع کردید و از آن به عنوان یه کمدی سالم اسم بردید اما به نظر شما که یکی از اعضای تیم آن فیلم بودید چرا آن اتفاقی که برای فیلم رامبد جوان ( مانند نامزدشدن در جشن خانه سینما و جشنواره فیلم فجر) افتاد برای این فیلم نیفتاد؟ اگر قرار بود منتقدان و داوران سینمای ایران هیچ فیلم طنزی را نبینند قطعا باید فیلم رامبد هم نادیده گرفته میشد.
یکی از برگ برنده های فیلم رامبد جوان فیلمنامه خوب آن بود و با اینکه نویسنده کار این فیلمنامه را براساس یک فیلم خارجی نوشته بود اما بسیار خوب توانسته بود موقعیتها را به فرهنگ ایرانی و جامعه ما نزدیک کند و البته ترکیب درست و هوشمندانه بازیگران آن فیلم بود. ضمن اینکه پخش کننده فیلم رامبد جوان با یک هوشمندی تمام توجهات را به سمت فیلم خود جلب کرد و همین عامل باعث دیده شدن فیلم شد. حالا اینجا باید سوال جدی از خودمان بکنیم مگر در سینمای ایران در سال چند فیلم مثل «جدایی نادر از سیمین» و «ورود آقایان ممنوع» ساخته می شود؟ من بازیگر چقدر باید منتظر بشوم تا فیلمنامهای مثل «ورود آقایان ممنوع» به سراغم بیاید ؟ جواب خیلی روشن است چون من بازیگر در جایگاه انتخابکننده نیستم بلکه انتخاب میشوم و فیلمنامه به من پیشنهاد میشود در نتیجه در چنین شرایطی انتخاب درست و آگاهانه حضور در فیلم کارگردانی مثل کامران قدکچیان است که شناسنامهای دارد و ما قبلاً با کارهای او آشنایی داشتیم.
خانم ضیغمی سوالی این وسط پیش میآید. آن هم آیا شکست تجاری فیلمی مثل «دختر شاه پریون» که هدف گیشه دارد به ضرر شمای بازیگر است یا خیر؟
صد در صد ولی واقعیت امر سینمای ایران در سالهای اخیر به قدر غیر قابل پیش بینی شده که نهایت ندارد. اصلا معلوم نیست چه فیلمی می فروشد و چه فیلمی نه برای مثال در مورد فیلم «دموکراسی تو روز روشن» آن همه شوخی خط قرمزی داشت و آن همه سوپر استار مردم پسند در آن جمع شده بودند اما در اکران آن انتظاری که می رفت بر آورده نشد. من به عنوان یکی از اعضای خانواده این سینما نمیدانم ذائقه مردم چیست؟ از یک طرف «اخراجیهای ۳ » میفروشد و از طرفی دیگر «جدایی نادر از سیمین» ، از طرفی هم «ورود آقایان ممنوع» !
الان شما هشتمین سال حضور خود را در سینما سپری می کنید خیلی از بازیگران هم دوره شما الان جزو
۱۰ بازیگر برتر منتقدین هستند و جوایز بسیار معتبری را چه در داخل و چه در خارج دریافت کرده اند ، چرا این اتفاق مثلاً برای حامد بهداد افتاده و برای نیوشا ضیغمی نیفتاده است؟
بیند قضیه بازیگران مرد فرق میکند.
چه فرقی؟
معمولا فیلمنامههای سینمای ایران بر اساس شخصیتهای مرد نوشته میشود و اساسا بازیگران مرد ما ستارهتر هستند نسبت به بازیگران زن. این مسئله حتی در رقم دستمزد هم صادق است. دستمزد بازیگران مرد به مراتب بیشتر از بازیگران زن است.
نگار جواهریان چطور؟ او هم، هم دوره شماست.
به نظرم ایشان یکی از پدیدههای بازیگری سینمای ایران است اما اتفاقی که برای نگار جواهریان افتاد این است که به ایشان هیچ وقت بر چسب سینمای گیشه نخورد و همیشه آن طرف مرز قدم زد. جالب آن است که شاید تهیه کنندگان و کارگردانان سینمای تجاری کمتر سراغ ایشان بروند.در نهایت باید بگویم همان مرز باعث شده عدهای از هم صنف های من نتوانند استعداد خود را در گیشه و یا سینمای هنری نشان دهند به همین سادگی.
حالا یک سوال از شما میپرسم و انتظار دارم صادقانه جواب دهید. چند درصد از فیلمنامههایی را که برای شما ارسال میشود رد میکنید؟
به خدا قسم ۸۰ درصد! به نظر من بزرگترین مشکل سینمای ایران در حال حاضر نبود فیلمنامه است. چون سینمای ایران که متکی به ابزار فنی و تکنیکی نیست بلکه متکی به قصه است و مردم ما ثابت کردهاند به خاطر اسم یک کارگردان به دیدن فیلم نمیروند در نتیجه من فکر می کنم در هیچ ژانری ما فیلمنامه درست و محکم نداریم.
فیلمنامهای بوده که شما آن را رد کرده باشید اما وقتی روی پرده آمده به خود گفته باشید عجب اشتباهی کردم؟
نه واقعا. من اینجا خوب است چیزی را توضیح دهم. بنده اگر ببینم یک کارگردان خوب و آبرومند و با یک فیلمنامه درست به سراغم آمده هرگز بحث عدد و رقم را مطرح نمیکنم. این موارد زمانی پیش میآید که یا میخواهم فرار کنم یا تهیه کننده از دوستانم هست و از اینکه به او بگویم مایل نیستم در کار شما بازی کنم خجالت میکشم.
برسیم به فیلم «پرتقال خونی». این فیلم به عنوان اولین محصول از دفتر شما روی پرده رفته. هدف ازتولید این فیلم چه بود و با چه نیتی در این فیلم سرمایه گذاری کردید؟
من به عنوان سرمایه گذار باید دو اصل را در تولید یک فیلم رعایت می کردم یک، حیثیت حرفهای، دو : نگاه به گیشه، و فکر میکنم به خواسته هایم از تولید یک فیلم در «پرتقال خونی» رسیدیم و در زمان تولید فیلم دوم ( «چهار سو») کمی با فراغ بال بیشتری به سینمای مورد علاقهام پرداختم. اگر چه که در همین مدت چند روز اکران پرتقال خونی با موارد حیرت انگیزی رو به رو شدم که اصلا با آنها سابقه آشنایی نداشتم فقط در همین حد بگویم که تولید و پیش تولید در سینمای ایران یک چیز است و پخش و اکران چیز دیگری اصلا اینها دو دنیای مختلف هستند. کار به جایی رسیده که سینما دار تعیین می کند پوستر یک فیلم چه چیزی باشد و صاحبان اصلی فیلم حق هیچ گونه اظهار نظری را ندارند.
پیمان عباسی فیلمنامه «پرتقال خونی» را برای شما نوشته بود یا از قبل چنین فیلمنامهای را داشت؟
ایشان این طرح را در همین دفتر نوشتند. حتی به یاد دارم ایشان نگارش فیلمنامهای به نام «تلکه» را آغاز کرده بود که به دلیل برخی مشکلات از ساخت و ادامه نگارش آن صرف نظر کردیم تا اینکه از میان طرحهای مورد بررسی به «پرتقال خونی» رسیدیم و نگارش آن را آقای عباسی آغاز کرد. وقتی نگارش به اتمام رسید ما تصمیم گرفتیم کار را به دست کارگردانی بدهیم که فیلمهای این چنینی در کارنامهاش داشته است که در نهایت به آقای الوند رسیدیم.
انتخاب آقای الوند پیشنهاد شما بود یا آقای عباسی؟
یک توافق نظر بود بین من، پیمان عباسی و آقای نشاط تهیه کننده فیلم.
با حضور آقای الوند فیلمنامه تغییری هم کرد؟
بله، به هر حال آقای الوند تجربه نگارش فیلمنامه در کارنامه خود داشتند و هنگامی که به این دفتر آمدند قرار شد روی فیلمنامه یک بازنویسی انجام دهند اما شاکله اصلی تغییر نکرد.
ویژگی شاخص شخصیت ترمه را چه چیزی ارزیابی میکنید؟
ترمه یک دختر صادق و عاشق است ، آدمها در شرایط مختلف واکنش های مختلف از خودشان نشان می دهند ترمه دختری است امروزی با سرگشتگی های دنیای امروز و اندکی هم احساسی که در یک موقعیت دشوار گرفتار شده.
تم «پرتقال خونی» متاسفانه یک اپیدمی در جامعه ایران است.
برای اینکه این گونه دخترها از همسران بزرگ سال خود انتظار هم پدر بودن را دارند و هم همسر بودن را. اساسا در خانوادههایی که دخترانشان پدر معقولی نداشتهاند، به این نوع ازدواجها سوق پیدا میکنند و به قول شما در جامعه امروز ایران این یک اپیدمی شده.
و سخن آخر؟
فقط امیدوارم راهی باز شود تا استعداد های جوان یک جوری راه به این سینما پیدا کنند و آنهایی که در حال حاضر مشغول کار هستند انگیزههایشان گرفته نشود.






















